لسان الملك سپهر

2059

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

صد و هفتم : وقتى فضلهء « 1 » آب وضوى پيغمبر را بر چهرهء زينب بنت امّ سلمه طلى « 2 » كردند از آن وقت صغيره بود نورى در جبين او مستودع افتاد ، چنان كه در نود ( 90 ) سالگى هنوز جوان و با رخسار درخشنده بود . صد و هشتم : چون مادر امير المؤمنين عليه السّلام از اين جهان طريق جنان گرفت ، على اين خبر به پيغمبر برداشت ، آن حضرت فرمود : وى مرا مادرى كرده و آن نيكوئى از وى ديده‌ام از عمّ خود ابو طالب نديده‌ام . آنگاه پيراهن و رداى خود را به دست امّ سلمه بفرستاد تا بدانش بپوشد . و پس از تجهيز و تكفين بر سريرش خوابانيده به نمازگاه آوردند . پيغمبر بر وى نماز بگزاشت و به قبر وى درآمد و او را به لحد جاى داد و لختى ببود آنگاه ندا درداد كه يا فاطمه بنت اسد ، گفت : لبيك يا رسول اللّه . فرمود : ديدى آنچه را من ضامن بودم ؟ عرض كرد : نعم يا رسول اللّه . خدا تو را جزاى خير دهاد ، در حيات و ممات . يك تن از مردم قريش عرض كرد كه : با هيچ كس چنين ملاطفت نكردى كه با وى . فرمود : يك روز اين آيت قرائت كردم : وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ « 3 » . از من سؤال كرد كه معنى فرادى چيست ؟ گفتم : عريان از لباس . گفت : وا سوأتاه . از خداى خود خواستار شدم ، تا او را عريان نگرداند و كفن او را نريزاند . آنگاه از نكير و منكر پرسيد ، قانون ورود و آئين سؤال ايشان را بازنمودم . گفت : وا غوثاه باللّه منهما . نيز از خداى خواستم كه منكر و نكير به نكوتر وجهى بر وى درآيند ، و قبر وى را گشاده دارند و با كفن حشر نمايند . اكنون از وى سؤال كردم كه : هل رأيت ما ضمنت لك ؟ پاسخ داد كه : آرى . جزاك اللّه عنّي خير الجزاء في المحيا و الممات . آنگاه دست مبارك از فراز قبر تا پاى بكشيد تا قبر وى را خداى گشاده داشت . صد و نهم : رسول خداى بر شبانى بگذشت كه همىگفت : اشهد ان لا إله الّا اللّه و انّ محمّدا رسول اللّه . فرمود : اى راعى خداى را چه دانستى ؟ گفت : از اين گوسفندان نگريستم كه بىراعى نتواند بود ، آسمان و زمين و آنچه در اينهاست بىصانعى و حافظى چگونه باشد ؟ فرمود : خداى را شناختى ؟ رسالت محمّد را چه دانستى ؟ گفت : پيوسته از جانب فوق اين ندا مىشنوم كه لا إله الّا اللّه ، محمّد رسول

--> ( 1 ) . فضله : زياده . ( 2 ) . طلى : ماليدن . ( 3 ) . سورهء انعام ، آيه 94 : و به يقين [ شما ] پيش ما تنها آمديد ، بدانسان كه در آغاز آفريديم .